بزرگنمايي:
ایرانیان جهان - به گزارش تابناک به نقل از فارس؛ رهبر معظم انقلاب: «مذاکرهی با آمریکا هیچ تأثیری در رفع مشکلات کشور ندارد؛ این را باید ما درست بفهمیم. اینجور به ما وانمود نکنند که اگر نشستیم پشت میز مذاکره با آن دولت، فلان مشکل یا فلان مشکل حل میشود؛ نخیر، از مذاکرهی با آمریکا هیچ مشکلی حل نمیشود. دلیل: تجربه. ما در دههی 90 نشستیم حدود دو سال با آمریکا مذاکره کردیم ــ البتّه آمریکا تنها نبود؛ چند کشور دیگر هم بودند، لکن محور آمریکا بود، عمدتاً آمریکا بود ــ دولت آن روز ما نشست مذاکره کرد، رفتند، آمدند، نشستند، برخاستند، مذاکره کردند، گفتگو کردند، خندیدند، دست دادند، رفاقت کردند، همهکار کردند، یک معاهدهای هم تشکیل شد؛ در این معاهده، طرف ایرانی خیلی هم سخاوت به خرج داد، خیلی امتیاز داد به طرف مقابل، امّا همان معاهده را آمریکاییها عمل نکردند؛ همین شخصی که حالا الان سر کار است، این معاهده را پاره کرد؛ گفت پاره میکنم و کرد؛ عمل نکردند.
قبل از این هم که او بیاید، همانهایی که این معاهده با آنها انجام گرفته بود به معاهده عمل نکردند؛ معاهده برای این بود که تحریمهای آمریکا برداشته بشود، [امّا] تحریمهای آمریکا برداشته نشد. در مورد سازمان ملل هم یک استخوانی لای زخم گذاشتند که مثل تهدیدی همیشه بالای سر ایران وجود داشته باشد. این معاهده، محصول مذاکرهای است که به نظرم دو سال ــ یا بیشتر یا کمتر ــ طول کشید. خب این تجربه است دیگر؛ از این تجربه استفاده کنیم. مذاکره کردیم، امتیاز دادیم، کوتاه آمدیم، امّا نتیجهای را که مقصودمان بود به دست نیاوردیم؛ همین معاهده را هم با همهی این نقصهایی که داشت، طرف مقابل باز خراب کرد، نقض کرد، پاره کرد. با یک چنین دولتی مذاکره نباید کرد؛ مذاکره کردن عاقلانه نیست، هوشمندانه نیست، شرافتمندانه نیست.» 1403/11/19

بازگشت به غنیسازی
قصه پروندهی هستهای ایران باز میگردد به دو دهه پیش. از همان زمانی که دولت محمد خاتمی در راستای اعتمادسازی و شفافسازی فعالیتهای هستهای، حاضر به پذیرش چند توافقنامه با اروپاییها تحت عنوان (تهران، سعدآباد و پاریس) شد که به تدریج فعالیتهای مرتبط با غنیسازی اورانیوم در ایران به طور داوطلبانه به حالت تعلیق در آمد. اما این توافقها دیری نپایید و اروپاییها تحت تاثیر فشارهای آمریکا که در آن مقطع در مذاکرات هستهای با ایران حضور نداشت، از تعهدات خود بر اساس متن بیانیههای مذکور سرباز زدند.

این تعلیق اگرچه دو سال ایران را عقب نگه داشت اما تجربهای شد تا بفهمیم «با تعلیق غنیسازی، امید همکاری از طرف شرکای غربی مطلقاً وجود ندارد.» 1392/08/12 این بخش از قصه مذاکرات این «فایده را برای ما داشت که معلوم شد با عقبنشینی، با تعلیق غنیسازی، با عقب افتادن کار، با تعطیل کردن بسیاری از کارها مشکل حل نمیشود؛ طرف مقابل دنبال مطلب دیگری است.» 1392/08/12
ایران نیز در پاسخ تأسیسات مجتمع تحقیقاتی هستهای نطنز را نیز فک پلمب کرد و فعّالیّتهای هستهای از سر گرفته شد که این فعالیتها در دوران احمدی نژاد سرعت گرفته و از آن سو تهدیدات و تحریمهای غرب در سطح بینالملل علیه ملت ایران مضاعف شد.درست در زمانی که ایران از مرزهای فنآوری هستهای به ویژه دستیابی به سوخت 20 درصد عبور میکرد و بر تعداد سانتریفیوژها افزون میشد قطعنامههای سریالی از طرف غرب بر ملت ایران تحمیل میگشت اما ایران ذرهای توقف نداشت.
از پیام آمریکا تا نشانههای بدعهدی
این وضعیت ادامه داشت تا اینکه در انتهای دولت دهم، آمریکا با یک واسطه به ایران پیغام داد که ما علاقهمندیم مسئلهی هستهای را با ایران حلّوفصل کنیم و تحریمها را هم برداریم. «دو نقطهی اساسی در حرف او وجود داشت: یکی اینکه گفت ما ایران را بهعنوان یک قدرت هستهای خواهیم شناخت؛ دوّم اینکه گفت ما تحریمها را در ظرف ششماه بتدریج برمیداریم. بیایید بنشینید مذاکره کنید.» 1394/04/02 بدینترتیب مذاکرات با احتیاط و نگاه شکآلود به آمریکا و به امید «توافق خوب» 1394/04/02 آغاز شد. با انتخاب حسن روحانی به عنوان دولت یازدهم رویکرد جدیدی از سوی جمهوری اسلامی ایران در بررسی موضوع هستهای پیش گرفته شد. اگرچه مذاکرات قبل از انتخابات دوره یازدهم آغاز شده بود اما آقای روحانی با این شعارها که «آمریکا کدخدا است» و «اگر با آمریکا ببندیم راحتتریم» با وعده رفع تحریمها از طریق مذاکره روی کار آمد.
رهبر انقلاب نیز از دولت روحانی همچون دولتهای پیشین حمایت کردند و هنگامی که با اصرار بر مذاکرهی مستقیم با آمریکا از طریق وزرای خارجه مواجه شدند، ضمن ابراز این مطلب که به مذاکرات خوشبین نیستند فرمودند: «تلاشی که دولت محترم و مسئولین کشور [در مذاکرات هستهای] دارند انجام میدهند، ما موافقیم. یک کاری است، یک تجربهای است، احتمالاً یک اقدام مفیدی است؛ این کار را انجام بدهند، اگر نتیجه گرفتند که چه بهتر، امّا اگر نتیجه نگرفتند، معنایش این باشد که برای حلّ مشکلات کشور بایستی کشور روی پای خودش بایستد. این توصیهی قبلی خودمان را باز هم تکرار میکنیم: به دشمنی که لبخند میزند، اعتماد نکنید.» 1392/08/12
مذاکرات در نیویورک و سپس در ژنو پیگیری شد تا اینکه بامداد 3 آذر خبر توافق اولیه ایران و 1+5 با عنوان برنامه اقدام مشترک به عنوان تیتر اول رسانهها منتشر شد. بر اساس توافق اولیه ژنو، ایران متعهد شد که برخی از فعالیتهای هستهای خود را در طول مدت مذاکرات به حالت تعلیق درآورد. در مقابل، گروه 1+5 و شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز ملزم بودند که اجرای تحریمهای یکجانبه و چندجانبه علیه ایران را متوقف سازند. مذاکرات برای ادامه مباحث و دستیابی به توافقی جامع، از بهمن 1392 در شهر وین از سر گرفته شد. این نشستها و مذاکرات به مدت دو سال به طول انجامید. در این مدت رهبر انقلاب به طور مستمر روند مذاکرات را مورد بررسی و نظارت قرار داده و با تبیین نقاط قوت و ضعف آن، جامعه را نسبت به ابعاد مختلف این فرایند آگاه میساختند.
روزشمار مذاکرات در سال 93 نشان از افت و خیز بسیار در این موضوع دارد و اختلافات میان طرفین مذاکره، گاهی چنان بالا میگرفت که علنا بحث از شکست در مذاکرات مطرح میشد. اما سرانجام در 23 تیر 1394 تصویب شد. اندکی قبلتر از آن رهبر انقلاب در دیدار با مسئولان نظام تأکید کردند: «بنده تصریح میکنم، تحریمهای اقتصادی و مالی و بانکی، چه آنچه به شورای امنیّت ارتباط پیدا میکند، چه آنچه به کنگرهی آمریکا ارتباط پیدا میکند، چه آنچه به دولت آمریکا ارتباط پیدا میکند، همه باید فوراً در هنگام امضای موافقتنامه لغو بشود.» 1394/04/02
اما آیا اینچنین شد؟
از تیرماه 94 به بعد روزنامههای اصلاحطلب، محمدجواد ظریف را با القابی نظیر «امیرکبیر عصر ما» و «آرش کمانگیر» میخواندند و وعدههای مکرر روحانی مبنی بر «لغو همه تحریمها»، «برطرف شدن همه تحریمهای بانکی»، «بازگشت پولهای بلوکه شدن ایران»، «تجارت با کشورهای مختلف دنیا» و... را با تیترهایی چون «ترک برداشتن دیوار تحریم و بیاعتمادی»، «صبح بدون تحریم»، «تحریمها به تاریخ پیوست» و اینکه «امضای کری تضمین است» در صفحه اول خود منتشر میکردند. این در حالی بود که قطعنامه 2231 شورای امنیت در تاریخ 23 تیرماه 94 و در پیوند با برنامه اقدام مشترک (برجام) به تصویب رسید. قطعنامهای که نهتنها قطعنامههای قبلی علیه ایران را ملغی نکرده بود بلکه همه آنان را در یک قطعنامه تجمیع کرد و در رفع تحریمها تأثیر قابلتوجهی نداشت.از 23 تیرماه تا 26 دی ماه 1394 یک بازه زمانی شش ماهه، هیاتهای مذاکرهکننده ایران و 1+5 مسیر اجرای توافق را مهیا و هموار کردند. در این بین زمزمههایی از بزک آمریکا از گوشه و کنار شنیده میشد.
بدینترتیب رهبر انقلاب در انتهای دی ماه در دیدار دستاندرکاران برگزاری انتخابات فرمودند: «یک عدّهای دارند اینجور وانمود میکنند که کأنّه این دستاوردهایی که حالا مثلاً پیدا شد، آمریکا یک لطفی کرد به ما که این تحریمها را مثلاً برداشت؛ اینجور نیست. یک عدّهای از این فرصت میخواهند استفاده کنند، باز چهرهی منحوس استکبار را بزک کنند؛ این خیلی خطرناک است. چه لطفی؟... ما انرژی هستهای را با تواناییهای خودمان، با فکر دانشمندانمان، با پشتیبانیهای دولتهای مختلف[مان] پیش بردیم...کاری کردیم که دشمن که یک روز حاضر نبود یک سانتریفیوژ در این کشور بچرخد، حالا مجبور شده بهخاطر واقعیّتهای موجود، تحمّل کند که چند هزار سانتریفیوژ وجود داشته باشد. این لطفی از طرف آنها نیست؛ این تلاش ملّت ایران است.» 1394/10/30
رهبر انقلاب چند ماه بعد و در فروردین 95 به عدم انتفاع ایران از «برجام» اشاره داشتند و تصریح کردند: «در همین توافقی هم که ما با آمریکاییها در قضیهی 1+5 و مسئلهی هستهای کردیم، آمریکاییها به آنچه وعده داده بودند عمل نکردند و کاری را که باید میکردند انجام ندادند. بله، به تعبیر وزیر خارجهی محترم ما، روی کاغذ کارهایی را انجام دادند امّا از راههای انحرافی متعدّد، جلوی تحقّق مقاصد جمهوری اسلامی را گرفتند.» 1395/01/01
چراکه هدف اصلی آنها نابودی صنعت هستهای ایران بود، نه پذیرش و به رسمیت شناختن آن. به همین دلیل واضح است که به دنبال برجام 2 و 3 و 4 هم باشند تا با پروندهسازی، ساختارهای دیگری را نیز تخریب کنند. رهبر انقلاب در این رابطه میفرمایند: «قضیه به اینجاها ختم نمیشود؛ معنای آنچه در آن تحلیل سیاسی دشمن ادّعا میشود، این است که اگر میل آمریکا است، جمهوری اسلامی حتّی از ابزارهای دفاعی خود هم صرفِنظر کند. میبینید که بر روی مسئلهی موشکها چه جنجالی در دنیا به راه انداختهاند که چرا جمهوری اسلامی موشک دارد، چرا موشک دوربُرد دارد، چرا موشکهای جمهوری اسلامی هدف را دقیق میزنند و هدف قرار میدهند، چرا آزمایش کردید، چرا تمرین نظامی میکنید، و چرا و چرا و چرا... قضیه از این هم بالاتر است؛ تدریجاً موضوع را به این خواهند کشاند که اصلاً چرا نیروی قدس تشکیل شده است، چرا سپاه تشکیل شده، چرا سیاستهای داخلی جمهوری اسلامی طبق قانون اساسی، باید با اسلام تطبیق داده بشود؛ مطلب به اینجاها میرسد.» 1395/01/01
این امر به معنای تغییر سیرت جمهوری اسلامی است. ممکن است صورت آن حفظ شود، اما از درون تهی خواهد شد. این رویکرد، مصداق واقعی دشمنی است. ازاینرو رهبر انقلاب با تأکید بر عقلانیت، چنین بیان میکنند: «عقلانیّت این است که انسان با یک چنین دشمنی، با خرد، با تدبیر، با حذر، با فریب نخوردن، با نزدیک نشدن به میدان توطئهی او، با وارد نشدن در میدانی که او ترسیم کرده، با اینها باید انسان پاسخ بدهد.» 1395/04/12بعد از بدعهدیهای مکرر آمریکا، رهبر انقلاب در مناسبات گوناگون این بدعهدی را تبیین کرده و تأکید کردند که: «به آمریکاییها نمیشود اعتماد کرد.» 1395/05/11 و «مطلقاً در صدد این نباشیم که بدحسابی طرف مقابل را و بدقِلقی طرف مقابل را و خیانت طرف مقابل را یکجوری توجیه کنیم.» 1395/06/03 از این نیز غفلت نشود که «در کنگرهی آمریکا مسئلهی تمدید تحریمها را مطرح میکنند و مدعی هستند که اینها تحریم نیست، بلکه تمدید است.» 1395/09/07

رهبر انقلاب اسلامی در ادامه نیز خاطرنشان کردند: «شروع کردن یک تحریم» با «دوباره شروع کردن آن پس از پایان زمانش» 1395/09/07 فرقی نمیکند و این دومی نیز تحریم و نقض تعهدات قبلی از سوی طرف مقابل است. بدینترتیب باید راه مصونسازی کشور را بهعنوان راه حلی منطقی بپذیریم و «پای قدرتمند و طبیعیِ خودمان را با عصای بیگانه عوض نکنیم.» 1396/06/30 لذا «کشور باید مصونیّت پیدا کند؛ مسئولین کشور باید کشور را مصونیّت بدهند. همهی این کارهایی که در زمینهی اقتصاد و مانند اینها دولت انجام داده یا بنا است انجام بدهد، احتیاج دارد به اینکه کشور مصونیّت داشته باشد.» 1395/03/25 «ما باید چهکار کنیم؟ ما باید تا آنجا که میتوانیم توانمندیها را افزایش بدهیم... این همانی است که در قرآن کریم [آمده]: وَ اَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّهٍ وَ مِن رِباطِ الخَیل.» 1395/03/25 دو سال با بدعهدیهای آمریکا سپری شد. سال 97 بود که مسئولان مذاکره گفتند «که برجام را میخواهیم با این سه کشور اروپایی[انگلیس، آلمان، فرانسه] ادامه بدهیم.» 1397/02/19
رهبر انقلاب در مقابل فرمودند: «من به این سه کشور هم اعتماد ندارم. من میگویم به اینها هم اعتماد نکنید؛ [اگر] میخواهید قرارداد بگذارید، تضمین به دست بیاورید -تضمین واقعی، تضمین عملی- وَالّا فردا اینها هم همان کاری را خواهند کرد که آمریکا کرد، [امّا] به یک شیوهی دیگر... اگر چنانچه توانستید تضمین از آنها بگیرید بهطوری که بشود اعتماد کرد، خب اشکالی ندارد، حرکتتان را ادامه بدهید؛ اگر نتوانید چنین تضمین قطعیای را بگیرید -که بنده هم بسیار بعید میدانم که بتوانید تضمین بگیرید- آنوقت دیگر نمیشود اینجوری حرکت کرد و اینجوری ادامه داد.» 1397/02/19
خروج بزرگ
ترامپ از همان ابتدا از برجام انتقاد کرد و از آن به عنوان یک توافق بد نام برد و وعده داد در صورتی پیروزی در انتخابات از آن خارج شود.تغییر دولت در ایالات متحده و انتقال قدرت از حزب دموکرات به جمهوریخواهان، بهطور مداوم اجرای برجام را با چالشهای بیشتری مواجه ساخت. بهگونهای که در سال نخست دولت دونالد ترامپ، تحریمهای یکجانبه بیشتری علیه ایران وضع شد که مغایر با مفاد برجام بود. این روند ادامه داشت تا اینکه در 18 اردیبهشت 1397 آمریکا به بهانه برنامه موشکهای بالستیک ایران و متهم کردن ایران به نقض روح برجام به طور رسمی از این توافق خارج شد.

آمریکا بعد از خروج از برجام در راستای سیاست موسوم به «فشار حداکثری» به اقداماتی تحریکآمیز دیگر مثل قرار دادن نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست سازمانهای تروریستی، اعزام یک ناوگروه، چند بمبافکن بی-52 و چند جنگنده اف-22 به منطقه غربآسیا و تحریم وزیر خارجه ایران و بسیاری از مقامات و نهادهای کشور روی آورد که به گسترش تنش میان ایران و آمریکا بیش از پیش دامن زد. با این حال ایران در واکنش به خروج آمریکا از برجام و با درخواست کشورهای اروپایی و کشورهای دیگر عضو جامعه جهانی برای یک سال، استراتژی «صبر راهبردی» را در دستور کار قرار داد و به طرفهای توافق هستهای به ویژه کشورهای اروپایی که وعده جبران خروج آمریکا را داده بودند، مهلت داد به تعهدات خود ذیل توافق هستهای عمل کنند. اما پس از یک سال با توجه به اینکه هیچیک از تعهدات و وعدههای کشورهای اروپایی محقق نشد، ایران در تاریخ 18 اردیبهشت 1398 طی بیانیهای به طرفهای توافق هشدار داد که در صورت عدم اجرای تعهدات آنها در حوزههای نفتی و بانکی ظرف 60 روز ایران نیز در چارچوب مفاد برجام، تعهدات خود را کاهش خواهد داد. در نهایت ایران طی پنج مرحله و در یک بازه زمانی هشتماهه تا پایان سال 1398، از میزان تعهدات خود در برجام کاست.
در سال 1399 ایالات متحده موظف بود به تعهدات خود در چارچوب برجام ازجمله لغو محدودیتهای تسلیحاتی ایران و رفع محدودیتهای مسافرتی برخی اشخاص حقیقی عمل کند. بااینحال عدم پایبندی آمریکا به این تعهدات، بار دیگر به موارد نقض برجام از سوی این کشور افزوده شد. با وجود این اقدامات، وقاحت مقامات آمریکایی موجب شد که بار دیگر تلاشهایی برای بازگرداندن ایران به میز مذاکره صورت گیرد.
این تلاشها باز هم با وضع شروطی همراه بود. رهبر انقلاب نیز در واکنش به این مسئله فرمودند: «آن طرفی که حق دارد برای ادامهی کار برجام شرط معیّن کند ایران است. علّت هم این است که ایران از اوّل به تمام تعهّدات برجامی خودش عمل کرد، جمهوری اسلامی به تمامی تعهّدات برجامی عمل کرد؛ آنها نقض کردند. ما حق داریم برای ادامهی برجام شرط بگذاریم و این شرط را هم گذاشتیم و گفتیم و هیچ کس هم از آن عدول نخواهد کرد؛ و آن این است که اگر میخواهند ایران به تعهّدات برجامی -که چند تعهّد آن را لغو کرده- برگردد، باید آمریکا تحریمها را کلّاً لغو بکند؛ آن هم نه به زبان و روی کاغذ که بگوید لغو کردیم؛ نه، بایستی در عمل تحریمها را لغو کنند و ما راستیآزمایی کنیم و احساس کنیم که درست تحریمها لغو شده، آن وقت ما هم به این تعهّدات برجامی برمیگردیم؛ این سیاست قطعی جمهوری اسلامی است و مورد اتّفاق مسئولان کشور هم هست و از این سیاست بر نخواهیم گشت.» 1399/11/19
ترامپ برای حفظ قدرت و ادامه حضور در کاخ سفید، وارد رقابت انتخاباتی با جو بایدن شد، اما اینبار بخت با او یار نبود و سیاست ایالات متحده برای چهار سال آینده به نفع حزب دموکرات رقم خورد. بااینحال، علیرغم پیروزی بایدن که ظاهراً از حامیان برجام محسوب میشد، تغییری اساسی در رویکرد آمریکا نسبت به این توافق مشاهده نشد.بایدن و تیمش هر چند در مواضع خود از برجام و ضرورت بازگشت به آن سخن می گفتند اما در محافل خصوصی به دنبال گرفتن امتیازات بیشتری از توافق 2015 از ایران بودند. از این رو هر چند مذاکرات احیای برجام در روزها و ماههای پایانی دولت حسن روحانی از سر گرفته شد اما این روند به کندی و با طرح موضوعات و چالش های جدید از سوی هیات آمریکایی مواجه شد. بدینترتیب، طی هشت سال دولت روحانی، دهها بار با طرفهای برجام مذاکره شد اما به اعتراف وزیر خارجه و سایر دولتمردان دولت وقت، نتیجه برجام «تقریباً هیچ»، «نزدیک به صفر»، «سندی توخالی» و «دستاوردی روی هوا» بود.
در طول دو دهه مذاکرات هستهای ایران با آمریکا و غرب، آنچه که به وضوح مشهود است عدم وفای به عهد و رویکردی دوگانه از سوی طرفهای مقابل است. در مقابل بدعهدیهای اروپاییها در دورهی محمد خاتمی گرفته تا اقدامات خصمانهی آمریکا در دورههای مختلف، ایران همواره در برابر فشارها و دشمنیهای خارجی به مقاومت و اتکای به ظرفیتها و توانمندیهای داخلی خود روی آورده است. این مسیر هرچند پر از فراز و نشیب و همراه با برخی هزینهها بود، اما در نهایت به درسی بزرگ و عبرتآموز تبدیل شد: اعتماد به بیگانه، جز خسران نخواهد بود. امروز ملت ایران به خوبی میداند که بهترین راه برای رسیدن به استقلال، قدرت و پیشرفت، بیاعتنایی به وعدههای دروغین دشمنان و تقویت توانمندیهای ملی است و تنها راه رسیدن به مصونیت واقعی، ایستادگی بر اصول و منافع خود و تکیه بر تواناییهای داخلی است.
ایرانیان با این تجربهها آموختند که گامهای پیشرفت، حتی اگر در انبوه مشکلات و فشارها فقط با تکیه بر خود و حفظ استقلال و عزت ملی ممکن است.