ایرانیان جهان - ایرنا / نشریه «فارن افرز» با تاکید بر ضرورت بهرهبرداری دولت ترامپ از فرصتها تصریح دارد که مدیریت تنش با مسکو در راستای منافع اصلی ایالات متحده خواهد بود زیرا برای «دونالد ترامپ» نیز جلوگیری از یک درگیری هستهای میان واشنگتن و مسکو اهمیت دارد.
این نشریه مهم آمریکایی در تحلیلی به قلم «مایکل کیمج» با عنوان «دنیایی که ترامپ میخواهد» دوره کنونی را عصر جدید ناسیونالیسم نامید و عنوان داشت: در دو دهه پس از پایان جنگ سرد، جهانیگرایی بر ناسیونالیسم غلبه داشت. همزمان، ظهور سیستمها و شبکههای پیچیدهتر—در حوزههای نهادی، مالی و فناوری—نقش فرد در سیاست را به حاشیه راند. اما در اوایل دهه 2010، یک تغییر عمیق با بهرهگیری از ابزارهای قرن جدید آغاز شد.
طبق این تحلیل، تغییر فوق در سال 2012 از روسیه آغاز شد که «ولادیمیر پوتین» بار دیگر به عالیترین منصب روسیه بازگشت و تمام تلاش خود را برای ایجاد «دنیای روسی» به کار گرفت. او در پی احیای جایگاه ابرقدرتی بود و قصد داشت در برابر سلطه ایالات متحده و متحدانش بایستد. دو سال بعد هم، «شی جینپینگ» در چین به بالاترین مقام رسید و اهدافی مشابه پوتین را در مقیاسی بسیار بزرگتر دنبال کرد. این اتفاق در سال 2014 با روی کار آمدن «نارندرا مودی» در هند تکرار شد. این روند با انتخاب «دونالد ترامپ» در سال 2016 که سیاست «نخست آمریکا» را دنبال می کرد، ادامه یافت.
فارن افرز با بیان اینکه اکنون رهبرانی که بر «عظمت ملی» تأکید دارند، در حال تعیین دستور کار جهانی هستند، آن ها را رهبرانی تجدیدنظر طلب عنوان کرد که به محدودیت های سیاست خارجی واقفند، توقف ناپذیرند و به نوعی از ابزارهای قدرت حتی شکل نظامی آن برای رسیدن به خواسته های خود بهره می برند.
گزارش در بخش دیگری با بیان اینکه «درگیریهای امروز را میتوان نسخهای ملایم از برخورد تمدنها دانست» تصریح کرد: جنگ در اوکراین به معنای پایان دیپلماسی بینالمللی نیست. در برخی جنبهها، این جنگ حتی دیپلماسی را احیا کرده است. برای نمونه، گروه بریکس، که بهطور رسمی چین، هند و روسیه را (همراه با برزیل، آفریقای جنوبی و دیگر کشورهای غیرغربی) به هم پیوند میدهد، بزرگتر و احتمالاً منسجمتر شده است. در سوی دیگر، ائتلاف حامیان اوکراین دیگر صرفاً یک ائتلاف ترانسآتلانتیک نیست. این ائتلاف شامل استرالیا، ژاپن، نیوزیلند، سنگاپور و کره جنوبی نیز میشود؛ چندجانبهگرایی زنده و پویاست—اما دیگر همگانی و فراگیر نیست.
نویسنده افزود: اگر جنگ در اوکراین گسترش یابد، نتیجه آن به شدت بر اعتبار ترامپ و پوتین تأثیر می گذارد. ... همانطور که پوتین نمی تواند در جنگ به اوکراین ببازد، ترامپ نیز نمی تواند اروپا را «از دست بدهد». هدر دادن رفاه و قدرت نمایی که ایالات متحده از حضور نظامی خود در اروپا به دست می آورد، برای هر رئیس جمهور آمریکایی تحقیرآمیز و انگیزه های روانی برای تشدید تنش قوی خواهد بود.
طبق پیشبینی این نشریه، با بازگشت ترامپ به قدرت، ممکن است مبادلات دیپلماتیک بیشتر امکانپذیر باشد و شاید در مثلث پکن-مسکو-واشنگتن، مبادلات بیشتری انجام شود، امتیازات بیشتری در مورد نکات کوچک و گشایش بیشتری برای مذاکره و اقدامات اعتمادساز در مناطق جنگ و منازعه رخ بدهد.
با این حال اوکراین نخستین آزمون برای ترامپ خواهد بود. واشنگتن، بهجای یک صلح خیالی، باید به اوکراین کمک برساند تا قواعد تعامل با روسیه را تبیین کند و از طریق این قواعد، جنگ میتواند بهتدریج محدود شود. این نوعی مدیریت تنش با روسیه در راستای یکی از منافع اصلی ایالات متحده خواهد بود که برای ترامپ نیز اهمیت دارد یعنی «جلوگیری از یک درگیری هستهای میان ایالات متحده و روسیه».
گزارش با بیان اینکه دولت ترامپ باید آماده بهره برداری بیشتر از فرصتها باشد، تصریح کرد: اما بهرهگیری از فرصتهای غیرمنتظره، علاوه بر چابکی، نیازمند آمادگی نیز هست. در این زمینه، ایالات متحده دو دارایی عمده دارد؛ نخست، شبکهای از اتحادها که قدرت چانهزنی و حاشیه مانور واشنگتن را بهشدت افزایش میدهد. دوم، شیوهای از دیپلماسی اقتصادی که دسترسی ایالات متحده به بازارها و منابع حیاتی را گسترش میدهد، سرمایهگذاری خارجی را جذب میکند و سیستم مالی آمریکا را بهعنوان یک گره مرکزی در اقتصاد جهانی حفظ میکند.
در پایان گزارش فارن افرز آمده است که هیچیک از توصیفهای رایج درباره نظم جهانی، دیگر کاربردی ندارند و نظام بینالمللی نه تکقطبی است، نه دوقطبی و چندقطبی.
![]()
http://www.ilandnews.ir/fa/News/1370598/فارن-افرز--مدیریت-تنش-با-روسیه-در-راستای-منافع-اصلی-آمریکا-است