نبرد در عصر یخبندان؛ رویارویی روسیه و ناتو به زیر دریا کشیده شد/ مانور پوتین در قطب شمال و آمادهباش اروپا
اروپا
بزرگنمايي:
ایرانیان جهان - به گزارش اقتصادنیوز، ژئوپلتیکال مانیتور با انتشار یادداشتی نوشت، « شکاف جی آی یو کی» که بین گرینلند، ایسلند و بریتانیا امتداد دارد - مدتها یک نقطه استراتژیک دریایی بوده است. این منطقه در طول قرن بیستم، استراتژی دریایی را از طریق محافظت از خطوط تدارکات متفقین در هر دو جنگ جهانی تا خدمت به عنوان خط مقدم در جنگ ضد زیردریایی جنگ سرد شکل داد.
کنترل بر این گذرگاه مزیت نظامی در اقیانوس اطلس شمالی را تعیین کرد که بر طرح قدرت و دفاع فراآتلانتیک تأثیر گذاشت. اگرچه اهمیت « شکاف جی آی یو کی»پس از جنگ سرد کاهش یافت، اما این منطقه در بحبوحه افزایش فعالیت های دریایی روسیه، گسترش نفوذ این بازیگر در قطب شمال و تهدیدات هیبریدی در حال ظهور اهمیت جدیدی پیدا می کند و آن را یک بار دیگر به یک گلوگاه دریایی استراتژیک تبدیل می کند.اقتصادنیوز این یادداشت را در دو بخش ترجمه کرده که بخش نخست در ادامه آمده است. اهمیت «شکاف جی آی یوکی» در قرن بیستم «شکاف جی آی یو کی» یک گذرگاه دریایی استراتژیک است که بین گرینلند، ایسلند و بریتانیا قرار دارد. به عنوان یک نقطه حیاتی مرکزی در اقیانوس اطلس شمالی قلمداد شده، اقیانوس منجمد شمالی را به اقیانوس اطلس متصل می کند و حرکت بین آمریکای شمالی و اروپا را تسهیل می کند و آن را به کانون دائمی برای استراتژیست های دریایی تبدیل می کند.این اهمیت استراتژیک به ویژه در طول جنگ های جهانی مشهود بود، زمانی که کنترل این جغرافیا برای حفاظت از مسیرهای تدارکاتی فراآتلانتیک، خطوط حیاتی جنگی متفقین، ضروری بود. در جنگ جهانی دوم، با تشخیص آسیب پذیری گپ، نیروهای متفقین ایسلند و گرینلند را برای ایجاد مواضع نظارتی و دفاعی اشغال کردند. این پایگاه ها نقش محوری در مقابله با یوبوت های آلمانی و کشتی های سطحی ایفا کردند که به دنبال ایجاد اختلال در خطوط حیاتی کشتیرانی بودند. مخاطرات بالای کنترل شکاف جی آی یوکی توسط رویدادهایی مانند نبرد تنگه دانمارک، جایی که ناو آلمانی بیسمارک از این گذرگاه برای نفوذ به اقیانوس اطلس استفاده کرد، تأکید شد.کنترل بر روی شکاف نه تنها جریان منابع حیاتی را تضمین می کرد، بلکه وسیله ای بود برای نمایش قدرت. اشغال مکانهای استراتژیک مانند ایسلند نیروهای متفقین را قادر ساخت تا تسلط خود را بر مسیرهای دریایی کلیدی حفظ کنند. این گزاره نشان داد که چگونه جغرافیا به طور مستقیم بر نتایج درگیریهای بین دولتی تأثیر میگذارد.
اهمیت شکاف جی آی یوکی در طول جنگ سرد بیشتر شد و به خط مقدم استراتژی دفاعی ناتو تبدیل شد. این یک نقطه خفه برای شناسایی زیردریایی های شوروی بود که تلاش می کردند از پایگاه های شبه جزیره کولا به اقیانوس اطلس دسترسی پیدا کنند. ناتو سیستم نظارت صوتی (SOSUS) و هواپیماهای گشت دریایی مانند P-3 اوریون را برای حفظ برتری در جنگ ضد زیردریایی (ASW) مستقر کرد. شبکه صوتی، مجموعهای از هیدروفونها در زیر آب، هشدار اولیه را در مورد تحرکات زیردریایی شوروی صادر کرد و به طور قابلتوجهی قابلیتهای نظارتی ناتو را افزایش داد.حتی زمانی که فناوری موشکی شوروی پیشرفت کرد و زیردریاییهای موشکهای بالستیک را قادر ساخت از سنگرهای قطب شمال عملیات کنند، شکاف جی آی یو کی برای ردیابی زیردریاییهای تهاجمی که میتوانند مسیرهای تقویتی فراآتلانتیک ناتو را تهدید کنند، حیاتی باقی ماند. این امر بر نقش دوگانه شکاف بهعنوان یک مانع و هم بهعنوان دروازه - یک نقطه انسداد استراتژیک که کنترل مزیت را تعیین میکند، تأکید کرد.
رد پای روس ها در قطب شمال پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، تهدید دریایی کاهش یافت و ناتو را به سمت تغییر تمرکز خود سوق داد. این اتحاد به عملیات اعزامی در مناطقی مانند بالکان، خاورمیانه و آفریقا روی آورد. این چرخش منجر به کاهش سرمایهگذاری در قابلیتهای مستقر، با کاهش ناوچهها، هواپیماهای گشت دریایی و ناوگان زیردریایی شد. این تغییر همچنین زمینه را برای کاهش مهارتهای اپراتور فراهم کرد زیرا ناتو مأموریتهای خارج از منطقه را بر دفاع سنتی ارضی اولویت داد.از لحاظ تاریخی، قطب شمال منجمد به عنوان یک مانع طبیعی عمل کرده و روسیه را در برابر تهدیدات دریایی محافظت می کند. با این حال، با کاهش یخ ها به دلیل تغییرات آب و هوایی، این دفاع طبیعی در حال ضعیف شدن است، ژئوپلیتیک قطب شمال را تغییر می دهد و فرصت ها و خطراتی را برای مسکو ایجاد می کند. قطب شمال در حال ذوب، نمایش عملیاتی روسیه را گسترش میدهد و امکان مانور دریایی بیشتر و دسترسی مستقیمتر به اقیانوس اطلس شمالی از طریق شکاف جی آی یو کی را فراهم میکند. این امر به نیروهای دریایی روسیه امکان میدهد تا از نقاط خفهکننده سنتی عبور کرده و تلاشهای ردیابی و مهار ناتو را پیچیدهتر کند.
با این حال، ذوب قطب شمال تنها جاه طلبی های روسیه را محقق نخواهد کرد، بلکه آسیب پذیری روسیه را نیز افزایش می دهد. ناتو میتواند از کنترل خود بر شکاف جی آی یو کی و دسترسی بیشتر به آبهای قطب شمال استفاده کرده تا نظارت بر تحرکات دریایی روسیه را افزایش دهد، نیروها را در مناطقی که قبلاً محدود شده بود مستقر و به طور مؤثرتر استراتژی دفاعی روسیه در دریای بارنتس را به چالش بکشد. این تغییر، روسیه را وادار میکند تا زیرساختهای نظامی شمالی خود را تقویت کند و قابلیتهای A2/AD (ضد دسترسی/منع منطقه) را با زیردریاییها افزایش دهد.در واقع، روسیه در سالهای اخیر نظامیسازی قطب شمال را تشدید کرده است – نه تنها به عنوان یک اقدام دفاعی، بلکه به عنوان بخشی از یک استراتژی بلندمدت برای کنترل ایمن بر خطوط کشتیرانی قطبی، منابع انرژی، و نقاط دسترسی نظامی. این تلاشها شامل بازگشایی پایگاههای دوران شوروی، استقرار سامانههای دفاع هوایی پیشرفته اس-400 و تمرینهای دریایی منظم با شرکای استراتژیک در عرضهای جغرافیایی بالا بوده است.
واکنش ناتو به جنگ هیبریدی روس ها علاوه بر عملیات دریایی سنتی، تمرکز روسیه بر جنگ هیبریدی چالشهای جدیدی را برای ناتو ایجاد میکند. شناورهای تخصصی مجهز به فناوریهای نظارتی پیشرفته و وسایل نقلیه از راه دور هستند که قادر به دسترسی یا مختل کردن زیرساختهای زیردریایی هستند. این قابلیتها تهدیدی مستقیم برای امنیت داراییهای حیاتی از جمله کابلهای ارتباطی زیردریایی هستند که بیش از 95 درصد از ترافیک اینترنت جهانی را حمل میکنند و تراکنشهای مالی بینالمللی را تسهیل می نمایند.تخریب کابل های زیردریایی پیامدهای گسترده ای را به همراه دارد، از فلج کردن ارتباطات دولتی گرفته تا بی ثبات کردن بازارهای مالی. به طور مشابه، حملات به زیرساختهای انرژی دریایی، مانند مزارع بادی و خطوط لوله، میتواند ثبات اقتصادی کشورهای عضو ناتو را تضعیف کند. با توجه به این زمینه استراتژیک، افزایش دید کشتیهای روسی در نزدیکی زیرساختهای کلیدی نگرانیها را تشدید کرده است و ناتو را به ارزیابی مجدد وضعیت دفاعی خود واداشته است.
روسیه با ادغام استراتژیهای نظامی سنتی با تاکتیکهای ترکیبی، توانایی خود را در بهرهبرداری از آسیبپذیریها در اقتصاد جهانی به هم پیوسته نشان میدهد. این امر ضرورت درک شده تقویت نظارت و قابلیتهای دفاعی ناتو در شکاف جی آی یوکی را نشان میدهد، زیرا به عنوان مسیر اصلی ناوگان شمالی به اقیانوس اطلس عمل میکند.در پاسخ به چالش های فزاینده ناشی از فعالیت زیردریایی های روسیه در اقیانوس اطلس شمالی، ناتو گام های مهمی در احیای قابلیت هاش برداشته است. این تمرکز مجدد پس از سالها غفلت پس از جنگ سرد، که با کاهش پروازهواپیماهای گشت دریایی (MPA)، ناوچههای ASW و ناوگان زیردریایی در چندین کشور ناتو همزمان بود، به شکلی تازه آغاز شده است. اعضای ناتو با درک افزایش تهدید، منابع قابل توجهی را برای نوسازی تجهیزات، گسترش تمرین های مشترک و ادغام فناوری های نوظهور اختصاص داده اند.یکی از حیاتی ترین مولفه های تجدید حیات نظامی ناتو، استقرار هواپیماهای گشت دریایی پیشرفته است که توسط ایالات متحده، بریتانیا، نروژ و سایر کشورهای متحد اداره می شود. این هواپیماها مجهز به شناورهای سونار پیشرفته، متغیرهای مغناطیسی و اژدرها هستند که آنها را قادر می سازد زیردریایی های روسی رادارگریز را ردیابی و درگیر کنند. افزایش تعداد P-8 مستقر در ایسلند، ایستگاه نظارتی کلیدی برای شکاف جی ای یوکی، نشان دهنده تعهد ناتو به تحکیم کنترل خود بر منطقه است.
رونمایی از معماری امنیتی ناتو در قطب علاوه بر هواپیماهای جدید، ناتو در سیستم های دریایی بدون سرنشین (UMS) برای افزایش نظارت زیر آب سرمایه گذاری کرده است. پهپادهای زیردریایی خودمختار، مانند وسیله نقلیه زیردریایی بدون سرنشین فوقالعاده بزرگ نیروی دریایی ایالات متحده (XLUUV)، برای نظارت مداوم بر شکاف جی آی یوکی، در مناطقی که پلتفرمهای سرنشیندار سنتی ممکن است قادر به ادامه عملیات طولانیمدت نباشند، کار میکنند. این سکوهای بدون سرنشین امکان نظارت مستمر، کاهش بار روی دارایی های سرنشین دار و بهبود توانایی ناتو برای ردیابی حرکات زیردریایی روسیه را در زمان واقعی فراهم می کند.سرمایهگذاری مجدد ناتو در این منطقه همچنین بر بازسازی قابلیتهای عملیاتی مشترک از طریق تمرینهای نظامی در مقیاس بزرگ متمرکز شده است. تمرینهایی مانند"وایکینگ شمالی" فرصتهای آموزشی ضروری را برای نیروهای دریایی فراهم کرده است تا تاکتیکهای نظامی را در آبهای چالشبرانگیز اقیانوس اطلس شمالی اصلاح کنند. این تمرینها شامل عملیات هماهنگ بین زیردریاییها، کشتیهای سطحی میشود و تضمین میکند که نیروهای ناتو میتوانند به طور موثر تهدیدهای بالقوه را شناسایی، ردیابی و درگیر کنند.
برای افزایش قابلیت همکاری، ناتو تاکتیکها و رویههای استاندارد شده را توسعه داده است که به کشورهای عضو اجازه میدهد به طور یکپارچه عمل کنند. این شامل سیستم های به اشتراک گذاری اطلاعات در زمان واقعی است که هماهنگی سریع بین مراکز فرماندهی ناتو و دارایی های دریایی مستقر را امکان پذیر می کند. پیشرفتها در فناوری همجوشی دادهها همچنین امکان درک جامعتری از حرکات زیردریایی روسیه را فراهم کرده و خطر حملات احتمالی از طریق شکاف جی آی یو کی را کاهش میدهد.شکاف جی آی یو کی همچنان یکی از محورهای معماری دفاعی ناتو است و به عنوان یک نقطه توقف حیاتی دریایی برای شناسایی و بازدارندگی فعالیتهای دریایی دشمن عمل میکند. در حالی که پیشرفت در قابلیتهای حمله دوربرد روسیه، نیاز زیردریاییها را برای عبور از شکاف حملات مستقیم کاهش داده است، ارتباط استراتژیک آن پابرجاست. به عنوان یک گلوگاه طبیعی، به نیروهای ناتو نقطه برتری برای ردیابی حرکتهای سطحی و زیرسطحی ارائه میکند و از راهروهای تقویتی فراآتلانتیک ایمن در مواقع بحران اطمینان میدهد.
اختلال بالقوه این مسیرهای دریایی – چه از طریق ممانعت از زیردریایی، جنگ هیبریدی، یا تهدیدات سایبری برای لجستیک دریایی – چالشی مستقیم برای توانایی ناتو در ارائه قدرت و تقویت متحدان اروپایی خود در سناریوهای حساس به زمان ایجاد میکند. ناتو با شناخت این خطرات، آگاهی از حوزه دریایی و طرح نیرو در اقیانوس اطلس شمالی را در اولویت قرار داده است. فعالسازی مجدد ناوگان دوم ایالات متحده و ایجاد فرماندهی نیروی مشترک ناتو، نورفولک، نشانگر تعهدی دوباره برای ایمنسازی خطوط ارتباطی دریایی فراآتلانتیک (SLOCs) در برابر تهدیدات نوظهور است.همانطور که رقابت قدرت های بزرگ در حوزه دریایی تشدید می شود، شکاف جی آی یو کی همچنان یک تکیه گاه ژئواستراتژیک باقی می ماند، جایی که توانایی ناتو برای حفظ بازدارندگی و برتری دریایی، موازنه قدرت آینده را در اقیانوس اطلس شمالی و فراتر از آن شکل خواهد داد.
لینک کوتاه:
https://www.iranianejahan.ir/Fa/News/1391660/