دلایل مخالفت روسیه با طرح پیشنهادی آمریکا برای آتشبس اوکراین/ دوراهی پیشروی ترامپ در قبال مسکو و اروپا
ایالات متحده آمریکا
بزرگنمايي:
ایرانیان جهان - امیرهوشنگ میرکوشش، کارشناس مسائل آمریکا با اشاره به مخالفت روسیه با پیشنهادات کنونی ایالات متحده برای آتشبس اوکراین در گفتوگو با ایلنا اظهار کرد: وعده دونالد ترامپ مبنی بر خاتمه دادن یک روزه به جنگ اوکراین، عملاً ثابت کرد که بیش از یک رؤیای انتخاباتی نبوده و امکانپذیر نیست؛ این در حالی است که جنگ غزه نیز همچنان ادامه دارد و درگیریها مجدداً شدت گرفته است.
بنابراین، شعارهای انتخاباتی او در عرصه عمل به واقعیت نپیوسته و این امر ممکن است باعث ناراحتی ترامپ، بهویژه از ولادیمیر پوتین شده باشد، چراکه به نظر میرسد پوتین آنگونه که ترامپ انتظار داشت، همراهی نکرده است. این عدم همراهی در شرایطی است که ترامپ پیشتر نشانههایی از آمادگی برای همکاری و ارائه امتیازاتی چون به رسمیت شناختن کنترل روسیه بر بخشهایی از خاک اوکراین و پذیرش آتشبس در خطوط فعلی را بروز داده بود؛ طرحی که احتمالاً بدون فشار آمریکا، نه اروپاییها و نه خود زلنسکی به سادگی زیر بار آن نمیرفتند. با این حال، به نظر میرسد پوتین، با توجه به سابقه رفتاری خود چه با اروپاییها، چه با اوکراین و چه با دیگران، رویکردی صادقانه در پیش نگرفته است. وی ادامه داد: اگر به تاریخچه اقدامات او از حمله به گرجستان در سال 2008، الحاق کریمه در 2014 و سپس دخالت در شرق اوکراین توجه کنیم، همواره نوعی تلاش برای اعاده حیثیت، بازگرداندن روسیه به عظمت گذشته (دستکم در حوزه سرزمینی و نفوذ در اروپای شرقی به مثابه حوزه نفوذ شوروی سابق) قابل مشاهده است. این رویکرد توسعهطلبانه، به حق باعث احساس خطر جدی در اروپا شده و امنیت این قاره، بهویژه کشورهای اروپای شرقی که از زیر سایه شوروی خارج شدهاند، از جانب پوتین تحت تهدید قرار گرفته است. این تهدید، واکنشهایی را در اروپا برانگیخته است؛ به عنوان نمونه، در آلمان، کشوری که بر اساس توافقات پس از جنگ جهانی دوم محدودیتهای نظامی جدی داشت، شاهد تغییر نگرش هستیم. نظرسنجیهای اخیر نشان میدهد که درصد بالایی از آلمانیها پوتین را خطری جدی برای امنیت کشورشان میدانند. اگرچه نظرسنجی مشابهی در مورد ترامپ نیز وجود دارد، اما درصد نگرانی به مراتب پایینتر است، چراکه ترامپ، بهرغم خدشهدار کردن اتحاد فراآتلانتیکی و زیر سوال بردن تعهدات ناتو، تهدیدی مستقیم برای تمامیت ارضی اروپا محسوب نمیشود. در مقابل، پوتین یک تهدید امنیتی مستقیم تلقی میگردد.
این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: این درک از تهدید، آلمان را به سمت تجهیز مجدد ارتش و احتمالاً بازنگری در سیاستهای سربازگیری سوق داده است. این احتمال وجود دارد که آلمان، با پشت سر گذاشتن محدودیتهای تاریخی، سرمایهگذاری در نیروهای مسلح خود را به شدت افزایش دهد. با توجه به قدرت اقتصادی برتر آلمان در اروپا و پیشرفتهای فناورانهاش، این کشور پتانسیل ایجاد یک ارتش بسیار مجهز و قدرتمند، حتی قویتر از فرانسه را دارد. این روند صرفاً به آلمان محدود نمیشود؛ با توجه به سیاستهای ترامپ در قبال ناتو و تأکید او بر لزوم افزایش هزینههای دفاعی توسط خود اروپاییها، احتمال حرکت دیگر کشورهای اروپایی به سمت تقویت ارتشهای ملی و حتی شکلگیری نوعی ارتش اروپایی واحد، افزایش یافته است. به نظر میرسد دوران به اصطلاح ماه عسل اولیه میان ترامپ و پوتین به پایان رسیده و واقعیتهای میدانی با صحبتهای اولیه فاصله گرفته است. ممکن است ترامپ همچنان حاضر به دادن امتیازاتی به پوتین باشد، اما در مقابل، احتمالاً خواستار تضمینهای امنیتی محکم برای اوکراین و بهویژه برای اروپای شرقی خواهد بود؛ تضمینهایی که شاید در قالب یک قرارداد بینالمللی سفت و سخت، خطوط قرمز روشنی را ترسیم کند و جلوی پیشروی بیشتر روسیه را بگیرد.
وی افزود: با این حال، با توجه به دیدگاههای نظامیگری و امنیتی پوتین و جاهطلبیهای او برای احیای حوزه نفوذ شوروی سابق، بعید به نظر میرسد که او زیر بار چنین محدودیتهایی برود. پذیرش یک تضمین امنیتی بینالمللی معتبر، عملاً توانایی مانور آینده او را سلب میکند و نقض آن، کل جامعه جهانی، بهویژه اروپا و آمریکا را در برابر وی قرار خواهد داد. محاسبات پوتین ممکن است با چالشهایی روبهرو باشد. او احتمالاً تصور میکرد که درآمدهای نفتی میتواند پشتوانه اقداماتش باشد، اما ترامپ روسیه را تهدید کرده است که در صورت عدم خاتمه جنگ، تعرفههای سنگینی (25 تا 50 درصد) بر صادرات نفت این کشور وضع خواهد کرد. چنین اقدامی، در صورت تحقق، میتواند ضربه مهلکی به اقتصاد روسیه وارد کند، زیرا مشتریان نفت روسیه احتمالاً از خرید آن منصرف خواهند شد. اقتصاد روسیه تاکنون به دلیل توانایی فروش نفت سرپا مانده و تحریمهای جدیتر در بخش انرژی میتواند وضعیت اقتصادی را به شدت وخیمتر کرده و مسکو را به سمت صلح سوق دهد. علاوه بر این، روسیه با مشکلات نظامی نیز دست و پنجه نرم میکند؛ گزارشها از تلفات انسانی بسیار بالا حکایت دارند و فراخوان اخیر برای جذب 160 هزار نیروی جدید نشاندهنده کمبود نیروی انسانی است. از نظر تجهیزاتی نیز، بهجز برخی موشکهای استراتژیک مانند اسکندر، روسیه در زمینه فناوری نظامی متعارف از کشورهای پیشرفته غربی عقبتر است و گزارشهایی مبنی بر استفاده از تانکهای قدیمی در خطوط مقدم وجود دارد.
میرکوشش گفت: در این شرایط، دو مسئله اصلی مطرح است. نخست اینکه ترامپ با توجه به عدم تحقق وعدههایش برای پایان دادن به جنگها، ممکن است برای نجات وجهه خود، فشار بر پوتین را افزایش دهد یا حتی در صورت عدم همکاری پوتین، تغییر موضع داده و مجدداً به حمایت قوی نظامی و اقتصادی از اوکراین و اروپا روی آورد. دوم، جاهطلبیهای سیاسی، نظامی و امنیتی پوتین همچنان پابرجاست و او احتمالاً به دنبال شرایطی فراتر از صرفاً حفظ مناطق اشغالی فعلی است. به نظر میرسد خواستههای حداکثری او شامل عقبنشینی ناتو از اروپای شرقی، تبدیل اوکراین به حیاط خلوت روسیه و اعمال اقتدار در حوزه نفوذ سابق شوروی باشد. این اهداف با پذیرش آتشبس صرف یا واگذاری زمین در ازای صلح، در تضاد است و مهار این جاهطلبیها را دشوار میسازد.
وی در پایان خاطرنشان کرد: ترامپ با یک دوراهی مواجه است. از یک سو تمایل به معامله و آتشبس دارد و از سوی دیگر نمیتواند امنیت اروپا را کاملاً نادیده بگیرد؛ چراکه آمریکا حضور نظامی گسترده و منافع استراتژیک عمیقی در این قاره دارد و به خطر افتادن امنیت اروپا، مستقیماً بر منافع آمریکا تأثیر میگذارد. این وضعیت در چارچوب بزرگتری از تحول در نظم بینالمللی قابل تحلیل است. شاید ترامپ به دنبال آن باشد که دوران گذار فعلی که گاهی تک - چندقطبی توصیف میشود را کوتاه کرده و نظم جدیدی را پایهریزی کند که در آن آمریکا همچنان جایگاه ابرقدرت برتر یا حتی فراهژمون را حفظ کند. قدرت اقتصادی عظیم آمریکا و برتری فناورانهاش که انتظار میرود با رونمایی از نسل جدید هوش مصنوعی در حدود سال 2030 تقویت شود، ابزارهای اصلی او در این مسیر هستند. مدیریت بحران اوکراین و مهار روسیه، بخشی از این بازی بزرگتر برای شکلدهی به نظم بینالمللی آینده به رهبری آمریکاست که احتمالاً تا سالهای 2030 - 2035 به ثبات خواهد رسید.
انتهای پیام/
لینک کوتاه:
https://www.iranianejahan.ir/Fa/News/1391717/