آیا آمریکا برای سومین دوره ریاست جمهوری ترامپ آماده است؟
ایالات متحده آمریکا
بزرگنمايي:
ایرانیان جهان - به گزارش پایگاه خبری جماران، نشریه هیل نوشت: بله، درست متوجه شدید؛ اگرچه دونالد ترامپ در قالب دور دوم ریاستجمهوری خود وارد کاخ سفید شده است، اما تلاشهایی در جریان است تا امکان حضور او در دور سوم نیز فراهم شود. اگر تصور میکنید چنین سناریویی غیرممکن است ــ چرا که قانون اساسی ایالات متحده مانع آن میشود ــ باید بدانید که در این نگرش تنها نیستید و افراد زیادی با شما همعقیدهاند.
با این حال، «استیو بنن»، یکی از استراتژیستهای برجسته و جنجالی آمریکایی، دیدگاههای خاصی در خصوص احتمال حضور ترامپ در دور سوم قدرت دارد؛ دیدگاههایی که توجه به آنها میتواند ابعاد جدیدی از این بحث را روشن کند. استیو بنن، استراتژیست جنجالی و بانفوذ آمریکایی، بهتازگی در گفتوگویی با «تیم دیلون»، کمدین و پادکستر آمریکایی، بهطور جدی به موضوع احتمال حضور دونالد ترامپ در یک دوره سوم ریاستجمهوری پرداخته است. بنن در این مصاحبه اظهار داشت که ترامپ و حلقه نزدیک به او تمام تلاش خود را بهکار بستهاند تا راهی برای تحقق این هدف بیابند. وقتی تیم دیلون با لحنی انتقادی به بنن یادآوری کرد که چنین سناریویی مستلزم ایجاد اصلاحیهای در قانون اساسی آمریکاست، نه شاهد استدلالی از سوی بنن بودیم و نه توضیحی مفصل؛ تنها لبخندی ملیح بر لبانش نشست، ابروهایش را بالا انداخت و با نگاهی معنادار گفت: «بگذریم... آینده نشان خواهد داد که چه میشود.»
در واقع، بنن بهطور ضمنی تأکید کرد که ترامپ و اطرافیانش طرحهایی بلندمدت در ذهن دارند؛ طرحهایی که فراتر از قواعد جاری تفسیر میشوند.
استراتژیست در سایه؛ چه کسی ترامپ را به پدیده تبدیل کرد؟ شناخت دقیقتر استیو بنن در این میان اهمیتی کلیدی دارد، چرا که بدون او، چیزی به نام «ترامپیسم» شاید هرگز شکل نمیگرفت. هرچند والدین ترامپ ممکن بود روزی تصور کنند فرزندشان به شخصیتی بزرگ بدل خواهد شد، اما احتمالاً هرگز در ذهنشان نمیگنجید که او به پدیدهای ایدئولوژیک یا یک جنبش سیاسی تمامعیار تبدیل شود. این دقیقاً همان چیزی بود که بنن آن را ساخت. او توانست کاریزمای خام و سرکش ترامپ را به نیرویی گستردهتر بدل کند؛ نیرویی که سیاست آمریکا را بهطور جدی تحتتأثیر قرار داد.
این استیو بنن بود که ترامپیسم را از سطح شعارهای پراکنده، به یک دکترین منسجم تبدیل کرد. ایدههایی چون مبارزه با جهانگرایی، وجود یک دولت پنهان در ساختار قدرت ایالات متحده، و فساد نهادهای حکمرانی در آمریکا، همگی ریشه در تفکرات و چارچوب نظریای دارند که بنن تدوین و به ترامپ تزریق کرد. در غیاب استیو بنن، شاید دونالد ترامپ تنها یک میلیاردر پرهیاهو باقی میماند که بیشتر از همه برای خودش کف میزد. اما حضور بنن باعث شد ترامپ به چهرهای فراتر از یک تاجر یا شخصیت رسانهای بدل شود؛ چهرهای که اکنون خود را رهبر مبارزه علیه آنچه طبقه حاکمه فاسد آمریکا مینامد، معرفی میکند.
بازی بلندمدت بنن؛ ماکیاولیسم در نسخه آمریکایی جالب آنکه بنن در حال طراحی پروژهای حتی بزرگتر نیز هست. برای تحلیل درست این تحولات، باید شناخت دقیقی از شخصیت و ذهنیت استراتژیک بنن داشت. گرچه برخی منتقدان او را با برچسبهایی مانند «فاشیست» توصیف میکنند، چنین توصیفهایی بیش از آنکه تحلیلی باشند، احساسیاند. در واقع، بنن یک مغز متفکر سیاسی است؛ فردی که سیاست را نه از زاویه انتخاباتهای چهار ساله، بلکه از چشماندازی بلندمدت و عمیق میبیند. او سیاست را همچون بازیای درازمدت درک میکند و قدرت را نه بهعنوان نمایش یا ابزار جلب توجه، بلکه بهعنوان یک سازوکار پیچیده و راهبردی تحلیل میکند. این نگاه، جنبههایی از اندیشه ماکیاولیستی را نیز در خود دارد.
نکته کمتر شناختهشده درباره بنن، علاقه عمیق او به تاریخ چین است. او سالها صرف مطالعه صعود چین کمونیست کرده و بهخوبی با راهبردهایی آشناست که به این کشور امکان دادهاند دههها قدرت را در قبضه داشته باشد. یکی از درکهای بنیادین بنن، این است که نهادها و ساختارها، تنها تا جایی قدرتمندند که مدافعانی مصمم، بااراده و فعال پشت آنها ایستاده باشند.
چگونه ممکن است دونالد ترامپ برای سومین بار وارد کاخ سفید شود؟ پاسخ این پرسش در مسیری پیچیده و چندلایه نهفته است. نخستین و آشکارترین راه، اجرای اصلاحیهای در قانون اساسی ایالات متحده است که امکان ریاستجمهوری برای بیش از دو دوره را فراهم کند. با این حال، این مسیر از نظر حقوقی و سیاسی، بسیار دشوار و زمانبر است و نیازمند اجماع گسترده در سطح نهادهای قانونگذاری و ایالتی است.
اما این تنها گزینه نیست. به نظر میرسد استیو بنن و حلقه اطراف ترامپ، بیشتر به خلأهای حقوقی و ساختاری دل بستهاند؛ روزنههایی که در صورت بهرهبرداری هوشمندانه، میتوانند در بلندمدت به تغییرات عمده منتهی شوند. گاهی تحولات بزرگ، نه با یک جهش ناگهانی، بلکه با گامهای تدریجی و نرم آغاز میشوند.
سناریوهای حفظ قدرت: از اصلاح قانون تا وضعیت اضطراری سناریویی را تصور کنید که در آن، دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ با شرایطی ویژه نظیر اعلام وضعیت اضطراری ملی همراه شود؛ چه این شرایط واقعی باشند و چه ساختگی و محصول مهندسی بحران. بروز جنگ، ناآرامیهای داخلی، یا حملات سایبری گسترده میتوانند توجیهگر تصمیمهایی شوند که تا پیش از آن غیرقابل تصور بودند.
سابقه چنین رویکردهایی در کشورهایی مانند روسیه و ترکیه قابل مشاهده است؛ جایی که تغییرات در ساختار قدرت، بهتدریج و در سایه بحرانهای ملی شکل گرفتهاند. بسیاری شاید معتقد باشند که ایالات متحده ساختاری مقاومتر دارد و در برابر چنین روندهایی مصون است، اما واقعیتهای سالهای اخیر نشان دادهاند که قوانین و هنجارها، گاهی بسیار شکنندهتر از آن چیزی هستند که در ظاهر به نظر میرسند.
در چنین شرایطی، اعلام وضعیت فوقالعاده میتواند زمینهساز افزایش اختیارات اجرایی رئیسجمهور شود. و اگر در این میان، دیوان عالی کشور نیز با ترکیبی وفادار به ترامپ، موضعی همراه یا حتی صرفاً منفعل اتخاذ کند، احتمال تمدید قدرت ــ هرچند غیررسمی یا از مسیرهای فرعی ــ دیگر چندان دور از ذهن نخواهد بود.
مدلهای بینالمللیِ تداوم قدرت؛ از روسیه تا ونزوئلا گزینهای دیگر که در تحلیل احتمال تداوم نفوذ ترامپ باید مدنظر قرار گیرد، ظهور یک نیروی پوششی وفادار به ترامپ در انتخابات ریاستجمهوری 2028 آمریکا است. این سناریو نهتنها محتمل، بلکه در تاریخ معاصر سیاست نیز بارها تکرار شده است؛ جایی که رهبران، پس از پایان رسمی دوره زمامداری خود، از طریق چهرههای نزدیک و وفادار به مسیر قدرت بازمیگردند یا عملاً پشتپرده بر امور تأثیر میگذارند.
نمونه بارز این الگو را میتوان در سال 2008 در روسیه دید؛ زمانی که ولادیمیر پوتین بهطور موقت از ریاستجمهوری کنار رفت و دیمیتری مدودف، از نزدیکترین مهرههای او، جانشینش شد. این تغییر اما بیشتر شکلی بود تا واقعی، چرا که پوتین عملاً همچنان قدرت را در دست داشت و چندی بعد نیز رسماً به صحنه قدرت بازگشت.
در چین نیز شی جین پینگ با ایجاد اصلاحات قانونی و مهندسی ساختاری، محدودیتهای زمانی برای ریاستجمهوری را کنار زد و عملاً خود را در جایگاه یک رهبر مادامالعمر تثبیت کرد.
حتی در تاریخ آمریکا، فرانکلین دی. روزولت توانست با تکیه بر شرایط ویژه زمان جنگ جهانی دوم، سنت دو دورهای بودن ریاستجمهوری را بشکند و تا زمان مرگ خود در قدرت باقی بماند.
نمونههای مشابهی را میتوان در آمریکای لاتین نیز یافت. خوآن پرون، رهبر معروف آرژانتین، در دوران پس از قدرت، از طریق همسرش ایزابل پرون بر ساختار حکمرانی تأثیر گذاشت. پس از مرگ او، ایزابل به ریاستجمهوری رسید و مسیر ایدئولوژیک او را ادامه داد. در ونزوئلا نیز، هوگو چاوز پیش از مرگش، نیکلاس مادورو را بهعنوان جانشین مورد اعتماد خود معرفی کرد؛ چهرهای که وفاداریاش به خطمشی چاوز، راه را برای تثبیت «چاویسم» هموار کرد.
با توجه به این پیشینهها، تصور ظهور یک چهره پوششی در آمریکا که با حمایت ضمنی ترامپ به قدرت برسد ــ و در عمل پروژه ترامپیسم را تداوم بخشد ــ دیگر چندان دور از ذهن نیست. در چنین حالتی، حتی بدون حضور رسمی ترامپ در کاخ سفید، میراث سیاسی و نفوذ او میتواند همچنان نقشآفرین باقی بماند.
رهبر در سایه یا بازگشت رسمی؟ آینده ترامپیسم چه خواهد بود؟ آیا ترامپیسم میتواند مسیری را طی کند که دونالد ترامپ به رهبر غیررسمی ایالات متحده بدل شود؟ پاسخ کوتاه این است: بله.
وقتی اراده سیاسی وجود داشته باشد و یک راهبرد منسجم در دستور کار قرار گیرد، قدرت میتواند از بسیاری از محدودیتهای ظاهراً خدشهناپذیر عبور کند. در این میان، نباید از نقش «استیو بنن» غافل شد؛ استراتژیستی با نگاهی بلندمدت و درکی عمیق از سازوکار قدرت.
ممکن است تمام این فرضیهها و سناریوها در نگاه نخست، دور از ذهن به نظر برسند. اما فراموش نکنیم که پیروزی ترامپ در انتخابات 2016 نیز در آغاز، غیرمحتمل جلوه میکرد. یا اینکه چهرهای همچون «برنی سندرز» با گفتمانی آشکارا سوسیالیستی، توانست تا آستانه نامزدی حزب دموکرات پیش برود. سیاست آمریکا در دهه اخیر بارها نشان داده که دیگر تابع قواعد سنتی نیست و پدیدههایی که روزی غیرممکن به نظر میرسیدند، به واقعیتهایی انکارناپذیر بدل شدهاند.
به همین دلیل، وقتی امروز نیز ایدههایی مانند «رهبری غیررسمی ترامپ» غیرممکن جلوه میکند، باید احتیاط کرد. چه بسا این سناریو زودتر از آنچه تصور میشود، محقق شود.
وقتی استیو بنن اعلام میکند که «طرحی در سر دارد»، این سخن را باید جدی گرفت. همان کسانی که در سال 2016 او را بهدلیل حمایت از ترامپ به تمسخر گرفتند، زمانی که ترامپ به کاخ سفید راه یافت، در بهت و حیرت فرو رفتند.
اکنون بنن پیام واضحی دارد: دور دوم ریاستجمهوری ترامپ، پایان بازی نیست؛ بلکه تنها مرحلهای از یک پروژه گستردهتر است — پروژهای که آینده ترامپیسم و شاید خود آمریکا را دگرگون خواهد کرد.
لینک کوتاه:
https://www.iranianejahan.ir/Fa/News/1392130/