بزرگنمايي:
ایرانیان جهان - اقتصاد 24- نوژن اعتضادالسلطنه- علیرغم آن که مسابقه فضایی تنها دلیل مشکلات اقتصادی اتحاد جماهیر شوروی نبود، نقش مهمی در پس زمینه گستردهتر سوء مدیریت اقتصادی و اولویت بندی ایفا کرد که در نهایت به فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی انجامید. در این گزارش به رقابت فضایی شوروی و آمریکا، نقاط و ضعف دو کشور و تاثیر هزینههای این رقابت در سقوط رژیم کمونیستی شوروی پرداخته خواهد شد.
بیشتر بخوانید: اخبار روز خبربان
وضعیت غیر عادی (آنرمال) اقتصادی در شوروی اتحاد جماهیر شوروی (دست کم در روزهای به اصطلاح مسابقه فضایی) فاقد اقتصاد به معنای علمی آن بود. برخورداری از یک "اقتصاد" مستلزم وجود یک "بخش خصوصی" و "کسب و کار" است که ثروت تولید کنند. در اتحاد جماهیر شوروی چنین سازوکاری وجود نداشت. در عین حال، نهاد دولت واقعا نمیتواند ثروت خلق کند و هیچ سازوکاری برای انجام این کار ندارد. دولت صرفا میتواند به چاپ اسکناس بپردازد و حسن نیت مردم میتواند آن را تا حد محدودی حفظ کند، اما این بسیار کمتر از ملزومات آن چیزی است که در عرف علمی "اقتصاد" نامیده میشود. هم چنین، یک اقتصاد معمول و نرمال برای انجام امور نیازمند وجود "بازار" است. در یک کشور کمونیستی بازارها واقعا نمیتوانند وجود داشته باشند، زیرا این امر مستلزم وجود نهادهای خصوصی است. چنین چیزهایی به دلیل ماهیت سیستم کمونیستی نمیتوانست در اتحاد جماهیر شوروی وجود داشته باشد.

تعیین اولویت اقتصاد توسط حکومت شوروی؛ معیشت مردم در اولویت نبود با توجه به آن چه گفته شد اگر بتوان نام آن را "فعالیت اقتصادی" نامید، در اتحاد جماهیر شوروی انجام این فعالیت توسط دولت هدایت میشد و نه توسط بازارهای آزاد. این پویایی بدان معنا بود که منابع اقتصادی به اموری اختصاص مییافت که مطابق با اولویت تعیین شده از سوی دولت بود. سپس اگر منابعی باقی میماند میتوانست به امور دنیوی دیگر از جمله معیشت و تغذیه جمعیت اختصاص یابد.
نتیجه چنین سازوکاری این بود که در شوروی اقتصاد به معنای معمول آن وجود نداشت بلکه فعالیت اقتصادی ناشی از مقدار معینی ملیگرایی از سوی جمعیت بود. در طول سالهای ابتدایی "مسابقه فضایی"، این "ناسیونالیسم" (ملی گرایی) به شیوهای نسبتا رضایتبخش حفظ میشد تا حدی به این دلیل که جمعیت متقاعد شده بودند که اتحاد جماهیر شوروی میتواند هر کاری را که میخواهد انجام دهد، و ایالات متحده نمیتواند چنین کاری را انجام دهد. با این وجود، پروژه فضایی آپولو" یکی از پروژههای فضایی ناسا در رقابت با شوروی خلاف این موضوع را ثابت کرد. برنامه فضایی آپولو در اوایل دهه 1960 میلادی آغاز به کار کرد و جایگزین برنامه فضایی مرکوری شد. در حالی که کپسول مرکوری میتوانست تنها یک نفر را درخود جای داده و در مدار محدودی از زمین قرار دهد، کپسول آپولو قادر بود سه نفر را در خود جای داده و سرنشینان را در مسافت بیشتری انتقال داده و تا فرود روی سطح ماه انتقال دهد. نام آپولو الهام گرفته از خدای روشنایی (خورشید) و موسیقی در اسطورههای یونان و رومی است.
در روز 12 آوریل سال 1961 میلادی فضانوردی روس بنام "یوری گاگارین" به عنوان اولین انسان در مدار زمین قرار گرفت. این موضوع ترسی زیادی را در دل آمریکاییها ایجاد کرد. آنان احساس کردند که از رقیب خود عقب افتادهاند. در نهایت، در مه سال 1961 یعنی بیست روز پس از آن که اولین سفینه آمریکایی حاوی سرنشین به فضا پرتاب شد (عطارد-ریدستون 3)، کندی برنامه فضایی آپولو را به کنگره آمریکا اعلام کرد.

در دهه 1980، مجتمع صنعتی- نظامی دو سوم تولید صنعتی را به خود اختصاص داد و 15 تا 25 درصد تولید ناخالص ملی را شامل میشد. این میزان چند برابر بیشتر از هزینههای دفاعی در ایالات متحده بود که در اوج خود در سال 1987 به 6.6 درصد از تولید ناخالص ملی رسید. تقریباً 40 درصد از تولیدات صنعتی شوروی مربوط به حوزه دفاعی بود و تولید شرکتهای درگیر در مجتمع نظامی-صنعتی به حدود 70 درصد کل تولیدات صنعتی رسید. اولویت مجموعه نظامی-صنعتی به عنوان محرک تحقیقات علمی و فناوری بدان معنا بود که مهارتها و اختراعات صرفاً به سمت اهداف نظامی هدایت میشد. تمرکز محض استعدادهای علمی و مهندسی اختصاص داده شده به مجتمع نظامی-صنعتی خیره کننده بود: تخمین زده میشد که مؤسسه ضد موشکی به تنهایی 10000 دانشمند در خدمت خود دارد و پارکهای علمی متعددی در سراسر کشور دارای دانشمندان و مهندسانی بودند که صرفاً روی فناوری دفاع نظامی کار میکردند.
تنها مشتری فناوریهای شوروی، وزارت دفاع شوروی بود که الزامات بسیار ویژهای برای سختافزار نظامی داشت و انگیزه کمی برای طبقهبندی کردن فناوریها برای توسعه خارج از مجتمع نظامی-صنعتی داشت. طبقهبندی بیش از حد نوآوریها، فناوریهای نظامی را از دید عموم دور نگه میداشت و نقش فناوری در اقتصاد غیر نظامی را به حداقل ممکن میرساند. در نتیجه، بخش اعظم نوآوریها در آزمایشگاهها محبوس شدند و به پیشرفتهای ناچیز در اقتصاد غیرنظامی کمک کردند. بخش نظامی-صنعتی شوروی با هدایت تمام ظرفیتهای تحقیقاتی خود به سمت هدف تبدیل اتحاد جماهیر شوروی به یک ماشین جنگی کامل، به سیاه چالهای تبدیل شد که انرژیهای مولد و خلاق عظیم را از اقتصاد شوروی خارج میساخت.
نتیجه اقتصادی چنین مدلی آن بود که در بسیج منابع برای دستیابی به اهداف اولویت دار بسیار مؤثر عمل میکرد، اما در عین حال بسیار سفت و سخت بود. چنین سختگیریهایی نظام شوروی را در رویارویی با اقتصاد جهانی که به طور فزایندهای پیچیده، شبکهای و از نظر سازمانی متنوع میشد، در موقعیت نامطلوبی قرار میداد.

اولویتهای اقتصادی: اتحاد جماهیر شوروی در برنامه فضایی خود، به ویژه در دهههای 1950 و 1960، در تلاش برای نشان دادن برتری فناوری نسبت به ایالات متحده، سرمایه گذاری زیادی در برنامه فضایی خود انجام داد. این سرمایه گذاری منابع را از سایر حوزههای حیاتی اقتصاد، از جمله کالاهای مصرفی و زیرساختها منحرف کرد.
رقابت بر سر فناوری: رقابت شدید با ایالات متحده، اتحاد جماهیر شوروی را مجبور ساخت تا بودجه قابل توجهی را برای تحقیق و توسعه در فنآوریهای هوافضا و نظامی تخصیص دهد. علیرغم آن که این امر منجر به دستاوردهای مهمی شد (مانند پرتاب ماهواره اسپوتنیک و فرستادن اولین انسان (یوری گاگارین) به فضا)، بر اقتصاد شوروی نیز فشار وارد ساخت.
هزینههای نظامی: مسابقه فضایی در طول جنگ سرد با رقابت نظامی ارتباط تنگاتنگی داشت. نیاز اتحاد جماهیر شوروی به حفظ حضور نظامی قوی و توسعه قابلیتهای هستهای، اقتصاد این کشور را بیشتر تحت فشار قرار داد. ناکارآمدیهای اقتصادی: برنامه ریزی متمرکز اقتصاد شوروی منجر به ناکارآمدی و فساد شد که با تمرکز بر پروژههای برجسته مانند مسابقه فضایی تشدید شده بود. این موضوع به رکود در بلند مدت دامن زد.
تأثیر تحولات دهه 1980 میلادی: در دهه 1980، اثرات تجمعی این فشارهای اقتصادی، همراه با عوامل دیگری مانند مسائل سیاسی و کاهش قیمت جهانی نفت، به کاهش کلی اندازه اقتصاد شوروی دامن زد و منجر به فروپاشی نهایی رژیم آن در سال 1991 میلادی شد.
در طول دهههای 1970 و 1980، اتحاد جماهیر شوروی بهعنوان یکی از برترین تولیدکنندگان منابع انرژی مانند نفت و گاز طبیعی در جهان رتبهبندی شد و صادرات این کالاها نقشی حیاتی در تقویت بزرگترین اقتصاد فرماندهی جهان داشت. هنگامی که نفت از بشکهای 120 دلار در سال 1980 به 24 دلار در هر بشکه در مارس 1986 سقوط کرد، این راه حیاتی برای سرمایه خارجی خشک شد.


چرا اتحاد جماهیر شوروی در مسابقه فضایی متحمل شکست شد؟ اتحاد جماهیر شوروی در مسابقه فضایی پیروز شده بود اگر این به معنای اول رسیدن به فضا بود. اولین ماهواره، اولین انسان در مدار، اولین پرواز گروهی، اولین ایستگاه فضایی سرنشین دار. تا زمان اولین فرود روی ماه که توسط ایالات متحده انجام شد، اتحاد جماهیر شوروی بازنده مسابقه فضایی نبود. در واقع، شوروی مسابقه بر سر فرود بر روی ماه را از دست داد. پس از آن مسابقهای وجود نداشت، زیرا هدف قابل تشخیصی برای رقابت باقی نمانده بود و بعدا اتحاد جماهیر شوروی از نظر اقتصادی به مدل بسیار بدی برای هر نوع رقابتی تبدیل شد.

یک عامل تاثیرگذار دیگر آن بود که در آن روزها آزمایش شبیهسازی رایانهای در مراحل ابتدایی خود بود؛ بنابراین، تقریبا تمام آزمایشها به ساخت ابزارها، تماشای انفجار آن در هنگام شکست، فهمیدن دلیل استفاده از ابزار دقیق و تلاش مجدد نیاز داشت.
سپس انقلاب رایانه شخصی که ایالات متحده را به خط مقدم انقلاب اطلاعاتی در دهه 1980 سوق داد، اتحاد جماهیر شوروی را به طور کامل دور زد. شوروی علیرغم پیشروی در صنایع سنگین تا اواخر دهه 1980 میلادی، دو دهه از ایالات متحده در حوزه محاسبات عقب بود. ایالات متحده در سال 1986 میلادی حدود 1.3 میلیون رایانه مرکزی و مینی رایانه در اختیار داشت در حالی که شوروی تنها 10000 رایانه در اختیار داشت.
"اسکات شین" روزنامه نگار آمریکایی روزنامه "بالتیمور سان" که در دوره گورباچف در مسکو بود درباره مشاهداتش نوشت:" به نظر میرسد این کشور پنجاه سال فناوری را از دست داده است". دلیل اینکه اتحاد جماهیر شوروی از مزایای کامل فناوریهای رایانهای برخوردار نشد آن بود که رایانههای کافی در اختیار نداشت. شوروی قادر نبود مشکل خود را با تشدید تولید رایانه حل کند. هم چنین، رایانههای شوروی از نظر قابلیت و کیفیت از همتایان غربی خود عقبتر بودند و ارتش شوروی برخی از بهترین محصولات را از اقتصاد عمومی دور کرد. تولید رایانههای بومی کم بود و در سال 1988 تخمین زده میشود که 40 درصد رایانههای شوروی وارداتی بودند. هم چنین، رایانههای وارداتی نامطلوب بودند، زیرا اگرچه ممکن بود عملکردی برتر نسبت به طرحهای شوروی ارائه دهند، اما تجهیزات جانبی یا تعمیرات آن در شوروی در دسترس نبود. هم چنین، دستیابی به پرینتر و مموریهای خارجی در شوروی کار دشواری بود.
هم چنین، صرف در اختیار داشتن تجهیزات رایانه در دست یک مدیر شوروی بدان معنا نبود که او از آن استفاده خواهد کرد. برنامه رایانهای شوروی برای تطابق با اهداف بوروکراتهای سطح بالا برنامهریزی و تنظیم شده بود. شاید بزرگترین شکست زیرساختهای شوروی نادیده گرفتن کاربر عادی بود. هدف مدیر صرفاً تحقق اهداف برنامه ریزی شده بود، نه به حداکثر رساندن تولید. در نتیجه، رایانهها در شوروی تا حد زیادی صرفا برای امور حسابداری و آماری مورد استفاده قرار میگرفتند.

در واقع، دفتر طراحی OKB-1 تحت نظاتر "سرگئی کورولف" که در حال ساخت راکت N-1 بود همزمان در حال تولید اولین نسل پیشرانه سوخت جامد موشک بالستیک قاره پیما نیز بود. منابع به طرز باورنکردنی محدود بودند، و زمانی که نیروهای نظامی اداره کننده برنامه موشکی استراتژیک که اساسا کنترل برنامه فضایی شوروی را نیز برعهده داشتند، تصمیماتی برای تخصیص بودجه اتخاذ میکردند برنامههای استراتژیک و نظامی را بیش از آن چه که "نمایشهای فضایی بیفایده" میدانستند در اولویت قرار میدادند. به طور خاص راکت N-1 از سوی بسیاری از افسران ارشد نظامی شوروی به مثابه "ضایعات کامل" قلمداد شد و آن را تحقیر میکردند. مارشال "رودیون یاکوفلویچ مالینوفسکی" طی جلسهای برگزار شده در سال 1965 به افسران همکارش گفته بود:"ما نمیتوانیم وسایل پرتاب فوق قدرتمند برای پرواز به ماه را بسازیم و نخواهیم ساخت". مارشال "آندری گرچکو" جانشین او در این باره صریحتر بود و گفته بود:"من مخالف ماموریتهای ماه هستم".

تخمینی دیگر نشان میداد که شوروی برای برنامه راکت N1 به تنهایی 1.5 میلیارد دلار هزینه صرف کرده بود برنامهای که در مجموع 12 تا 13.5 میلیارد دلار هزینه به همراه داشت که نیمی از هزینه صرف شده برای برنامه آپولو بود. علاوه بر این، در حالی که برای پروژه آپولو در اوج آن 417 هزار نفر استخدام شده بودند، شوروی برای پروژه کمتر کارآمد خود 500 هزار نفر را استخدام کرده بود. در نتیجه، با چنین هزینه سنگینی شوروی از درون تضعیف شد. اقتصاد شوروی در اوایل دهه 1970 میلادی در وضعیت رکود به سر میبرد و همین عامل حمایت عمومی از هزینههای فضایی را کاهش داد.
با این وجود، نظام سیاسی شوروی هشدارها را در نطفه خفه میکرد. از آنجایی که طبق ایدئولوزی رژیم شوروی، حزب به لحاظ تئوریک نهادی خطاناپذیر قلمداد میشد، هیچ تحلیل مستقل واقعی از هزینهها یا پیامدهای تکنولوژیکی هر پروژهای که پیشنهاد میشد وجود نداشت و دستورالعملهای حزب برای ادامه آن پروژه تقریبا غیرقابل برگشت بود. گفته میشود وضعیت تا جایی پیش رفته بود که وقتی یک راننده تاکسی در مسکو به آسمان اشاره میکرد شکست شوروی را به تصویر میکشید و میگفـت:"گوشت ما در آنجاست در فضا و ماه" که اشاره به اولویت قائل نشدن مسائل معیشتی مردم از سوی نظام سیاسی و صرف هزینه برای برنامههای نظامی و فضایی داشت.
خروشچف خود هزینههای توسعه فناوری موشکی ناکارآمد مسکو را پیش بینی کرده بود. خروشچف در پاسخ به اصرار "کورولف" معمار ارشد برنامه فضایی شوروی مبنی بر این که اتحاد جماهیر شوروی باید زیرساخت سوخت مایع موشک بالستیک قاره پیما گران قیمت را حفظ کند، گفته بود: "این کار ما را به گدایان جهانی تبدیل خواهد کرد. در آن هنگام است که امپریالیستها دیگر مجبور نخواهند شد با ما بجنگند". با این وجود، کرملین علیرغم هزینه هنگفت برای رقابت فضایی هرگز اطمینان حاصل نکرد که سازوکاری ایجاد شود که زیرساختهای ناکارآمد یا بوروکراتهای ناامید صرفا منابع اختصاص داده شده را هدر ندهند. فقدان اجماع هیئت رهبری در مورد اهداف و برنامه فرود آزمایشی روی ماه، آن پروژه را از ابتدا تضعیف کرد.
سیاست شوروی اولویتها و منابع را از بین برد. کار جدی بر روی سیاستگذاری تا سال 1965 شروع نشد و جدول زمانی به طور غیرواقعی فشرده شد. در مقابل، هم آیزنهاور و هم کندی روسای جمهور اسبق آمریکا، برنامه موشکی ایالات متحده را به طور علنی به یک اولویت ملی تبدیل کردند. کندی تا آخرین روز ریاست جمهوری خود قهرمان آپولو شد. "جین کرانز" مدیر سابق پرواز ناسا به خاطر میآورد که تحت رهبری کندی برنامه فضایی ایالات متحده از "هدفی روشن، یک دستورکار قدرتمند و یک تیم متحد" برخوردار بود.
علاوه بر آن، صنعت دفاعی اتحاد جماهیر شوروی با یک سیستم مدیریت پر هرج و مرج بود، کاملا در تضاد با آن چه از یک اقتصاد سوسیالیستی انتظار میرفت. علیرغم آن که ناسا از یک سیستم متمرکز و از بالا برخوردار بود که توسط دولت فدرال اداره میشد، برنامه فضایی شوروی بیشتر شبیه یک نسخه سوسیالیستی از یک بازار رقابتی بود. مقررات در آن نصفه و نیمه رعایت میشد و برنامه در گروگان بن بست بوروکراتیک و میل و هوسهای افراد قدرتمند بود.
بیشتر بخوانید: همه چیز درباره سیاستهای اقتصادی ژوزف استالین / بلندپروازیهای صنعتی «دیکتاتور» چه بر سر معیشت ساکنان شوروی آورد؟
بوروکراسی عریض و طویل و فقدان فضای ابتکار عمل خلاقانه اکثر تلاشها برای نوآوری بومی در شوروی با کمبود منابع و اطلاعات ضعیف تحت تأثیر قرار گرفت. یک منبع شکست شوروی قرار دادن دفاتر طراحی در مقابل یکدیگر در تلاش برای محدود کردن قدرت طراحان اصلی و افزایش تولید از طریق رقابت. در عمل، اما هیچ یک از این اهداف حاصل نشدند. در معنای غربی کلمه، رقابت به معنای کثرت فعالانه نظرات بود که خلاقیت و کارایی را پرورش میداد. در سیستم متمرکز سوسیالیستی شوروی، اما منابع محدود به تامین نیازهای بخش دفاعی موجب بروز هرج و مرج شد.
در فرآیند سیاستگذاری فضایی شوروی، طراحان اصلی که برای دسترسی به منابع محدود تلاش میکردند و طرحهای بیشماری را از طریق کانالهای غیررسمی با سوء استفاده از سیستم حمایتی ارائه کرده بودند. پروژهها اغلب بر اساس روابط آنان با اعضای کلیدی کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی در اولویت قرار میگرفت یا از دستور کار خارج میشد. مناصب دیگر بوروکراتهای فضایی و نظامی نیز با سیاستگذاریهای بیرحمانهای اعطا شده یا از آنان بازپس گرفته میشدند. درگیری بین دفتری باعث شد که طراحان اصلی به دنبال قدرت بیشتری برای محافظت و ارتقای خود و برنامههای شان باشند.

پروژههای مرکوری، جمینای و آپولو، که در نهایت فضانوردان آمریکایی را روی ماه قرار دادند، در آن زمان 25 میلیارد دلار و با تعدیل تورم بیش از 110 میلیارد دلار هزینه به همراه داشتند. ایالات متحده بیش از 200 میلیارد دلار برای شاتل فضایی و 50 میلیارد دلار دیگر برای ایستگاه فضایی بین المللی هزینه کرد. سازمان ملی هوانوردی و فضایی (ناسا) از زمان تأسیس در سال 1958 تا 2018 میلادی تقریباً یک تریلیون دلار با تورم تعدیل شده هزینه کرد. ناسا بودجه بیش تری نسبت به بنیاد ملی هنرها، خدمات پارک ملی یا مؤسسه اسمیتسونیان در اختیار دارد. با این حال آمریکاییها هر سال دو برابر بیشتر از هزینهای که برای اکتشافات فضایی خرج میکنند، برای پیتزا هزینه میکنند!

فناوری ماهوارهای توسعه یافته توسط برنامه فضایی، ماهوارههای آب و هوایی را تولید کرده که هواشناسان را قادر میسازد تا طوفانها را بهتر پیش بینی کنند. ماهوارههای ارتباطی به سیستمهای موقعیتیابی جهانی اجازه میدهند کار کنند و به مصرفکنندگان اجازه میدهند از کارتهای اعتباری در پمپهای بنزین استفاده کنند. پمپ قلب مصنوعی که توسط جراح معروف قلب "مایکل دیبیکی" استفاده میشد، بر پایه پمپ سوخت شاتل فضایی بود. دانشمندان و مهندسانی که برای ناسا کار میکردند به منظور کاهش حجم موشکهای تقویتکننده وزنی که باید به فضا حمل میشدند کوچکسازی اجزای الکترونیکی را به حد کمال رساندند و تولید ریز رایانهها و گوشیهای تلفنهای همراه را امکان پذیر ساختند. ناسا صدها اختراع جدید را به ثبت رسانده و حق امتیاز از حق اختراعات ناسا مستقیما به دولت ایالات متحده تعلق میگیرد.
هم چنین، برنامه فضایی و پروازهای فضایی سرنشین دار برای آمریکاییها مجالی به منظور اتحاد و موفقیت ملی فراهم آورد آن هم در شرایطی که آمریکا در دهه 1960 شاهد ترور "جان اف کندی" رئیس جمهور اسبق و "رابرت" برادرش سناتور نیویورک و ترور رهبران آمریکایی آفریقایی تبار، از جمله "مارتین لوتر کینگ جونیور" و "مالکوم ایکس" همراه با مخالفت خشونت آمیز با جنبش حقوق مدنی، شورشهای نژادی در شهرهای آمریکا، افزایش نرخ وقوع جرم و جنایت، و جنگ بحث برانگیز در ویتنام بود. در سالهای بعد، تلسکوپ فضایی هابل و سایر اقدامات ناسا دانش ما را در مورد دنیای مادی گسترش دادند. بسیاری از نتایج حاصل از این برنامه فضایی، مانند دستگاه تنفسی برای آتش نشانان، از تلاشهای ناسا برای زنده نگه داشتن انسانها در فضا ناشی میشدند.

جنگ سرد بدان معنا بود که وقتی اتحاد جماهیر شوروی ماهواره اسپوتنیک 1 را در سال 1957 به مدار زمین پرتاب کرد، آمریکاییها دچار بحران اعتماد به نفس بزرگی شدند. این اولین ماهواره ساخت بشر بود که هر 90 دقیقه یک بار میچرخید و مردم سراسر جهان مشتاقانه منظر شنیدن صدای سیگنال رادیویی آن بودند. "فیلیپ تاوبمن" مورخ استدلال میکند که "اسپوتنیک شکست تحقیرآمیزی برای ایالات متحده بود، شاید تاریکترین ساعت جنگ سرد". ایالات متحده یک سال پس از آن سازمان ملی هوانوردی و فضایی (ناسا) را تاسیس کرد.
شوروی به سرعت اولینها را در حوزه فضایی از آن خود میساخت: اولین فرود فضاپیما بر ماه (لونا 2، 1959)، اولین مرد در فضا (یوری گاگارین، 1961)، اولین زن در فضا (والنتینا ترشکوا، 1963)، و اولین راهپیمایی فضایی (الکسی لئونوف، 1965). اگر مسابقه فضایی را به عنوان قابلیت پرواز فضایی تعریف کنیم، شوروی در آن پیروز شد.
با این وجود، این آمریکاییها بودند که توانستند رقابت فضایی را برای آیندگان تعریف کنند، زمانی که "جان اف کندی" رئیس جمهور وقت آمریکا خواستار قدم گذاشتن انسان بر روی ماه در پایان دهه 1960 میلادی شد. جان اف کندی یک ماه پس از چرخش موفقیت آمیز "یوری گاگارین" به دور مدار زمین گفته بود: "ما تصمیم میگیریم در این دهه به ماه برویم و کارهای دیگر را انجام دهیم، نه به این دلیل که آسان هستند، بلکه به این دلیل که سخت هستند". او افزوده بود:"ما قصد داریم برنده شویم". زمانی که "نیل آرمسترانگ" در سال 1969 پرچم آمریکا را بر روی سطح ماه بر زمین زد، ایالات متحده برنده بازی شده بود.
باخت شوروی در رقابت بر سر ماه به آمریکا یک شکست سیستمی بود. برنامه فضایی مسکو با سازماندهی منسوخ و تکنیکهای توسعه مانند استفاده از پروازهای آزمایشی متعدد، بر خلاف آزمایشهای روشمند و نسبتاً اقتصادی زمینی آپولو، دچار نقص بیشتری شد. این تکنیکها به طور نامناسبی توسط نهادهای نظامی مسکو که رهبران آن هم برنامه پروازهای فضایی سرنشیندار در حال ظهور و هم نیروهای موشکی استراتژیک مسلط را که بودجه آن را تأمین میکردند، هدایت میشد.
اتحاد جماهیر شوروی در نهایت رقابت فضایی را باخت، زیرا برنامهاش نمیتوانست قویتر از سیستم معیوبی باشد که از آن پشتیبانی میکرد. بودجه ناکافی، شخصیتها و برنامههای رقیب ویرانگر، و توسعه نامتعارف و ناقص مانع از بکارگیری کامل استعدادهای علمی و فنی شوروی شد. سیستم شوروی با گشودگی، ارتباطات غیررسمی، کار گروهی و اعتمادی که مشخصه تلاش ایالات متحده بود، کار نمیکرد یا حتی آن را درک نمیکرد. در حالی که آمریکاییها به شدت در تأسیسات تحقیقاتی و سرمایه انسانی برای تولید فناوری بالاتر سرمایهگذاری میکردند، شوروی اجزای ساده و در دسترس را برای دستیابی سریع به "اولین ها" در فضا انتخاب کرد. موشکهای شوروی در ابتدا اجازه استفاده از دستگاههای الکتریکی نسبتاً ساده و در دسترس و ابزارهای علمی را میدادند.
بنابراین، اقتصاد غیررقابتی شوروی انگیزه یا توانایی کمی برای توسعه وسایل الکترونیکی کوچکشده و ابزارهای مورد نیاز برای فرود آزمایشی روی ماه داشت. "گئورگی گرچکو" فضانورد روس با اظهار تاسف گفته بود:" ما لوازم الکترونیکی بسیار بدی داشتیم. حتی تقویتکننده بزرگ N-1 نمیتوانست محمولهاش را بلند کند، زیرا وسایل الکترونیکی آن بسیار حجیم بودند". "الکساندر ماکسیموف" دانشمند روس گفته بود:" ما در حال ساختن همه چیز سنگینتر از آمریکاییها بودیم".
این دستاوردها با افزایش چشمگیر استانداردهای زندگی به نفع جامعه غربی بود. در مقابل، جامعه شوروی از نوآوریهای اندکی برخوردار بود. در نتیجه، برای شهروندان اتحاد جماهیر شوروی، برنامه فضایی نه یک سرمایه گذاری مولد، بلکه یک تخلیه بود. در حالی که از نظر تئوری مسکو برنامه فرود آزمایشی خود را در ماه اولویت بندی میکرد، اما هیچ ساختار سازمانی موثری برای هماهنگ کردن برنامههای فضایی از طریق حل تنشها بین صنایع، وزارتخانهها و ارتش قدرتمند وجود نداشت که خواستههای ثابتی را تحمیل میکرد.
با این وجود، در آمریکا نیز تخصیص بودجه برای رقابت فضایی اولویت بندی شده باعث منحرف شدن بودجه از برنامههای داخلی آن کشور برای مقابله با فقر شد. کارزار Poor People یک روز پیش از پرتاب آپولو 11 اعتراضی را در مقابل پایگاه نیروی هوایی کیپ کاناورال بخشی از فرماندهی فضایی نیروی هوایی ایالات متحده در فلوریدا ترتیب داد. بر روی پلاکاردهای معترضان نوشته شده بود:"میلیارد دلار برای فضا، سکه پِنی برای گرسنگان".
منابع:
Chan, Chi Ling (2015) , Fallen Behind: Science, Technology and Soviet Statism, Stanford University
Curtis, Michael, Catalyzing the Collapse: The Computer and the Fall of the Soviet Union, Olin College of Engineering
Domitrovic, Brian , Was Federal Spending on the Space Race Justified?, Bill of Rights Institute
Erickson, Andrew S. (2018) , Revisiting the U.S. -Soviet Space Race: Comparing Two Systems in Their Competition to Land a Man on the Moon, Acta Astronautica
Frost, Jennifer (2019) , Who really won the US-Soviet space race?, University Of Auckland
Quora, Did the space race bankrupt the USSR?
Ray, Michael, Why Did the Soviet Union Collapse?, Britannica
Siddiqi, Asif (2019) , Why the Soviets Lost the Moon Race, Smithsonian